جدید

جنگی که بالاخره نجاتم داد

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

Only 1 left

دسترسی: موجود

390.000,00 ﷼

ارسال سفارش در یک روز کاری

پشتیبانی 24 ساعته

پس گرفتن سفارشات معیوب

تخفیفات ویژه

توصیف محصول

جزییات

می دانستم مادرم،مام، شب ها توی کارخانه ی مهمات جنگی کار می کند. می دانستم هر شب موج های وحشتناک وشدید بمب ها روی سر لندن روان است. می دانستم آلمانی ها کارخانه ها را هدف می گیرند، مخصوصاٌ کارخانه های تسلیحات را. من خودم توی بمباران گیر افتاده بودم. دیوارهای آجری بالای سرم منفجر می شدند. بعدش شیشه ی خرد شده مثل برف خیابان ها را می پوشاند.

اطلاعات اضافی

اطلاعات اضافی

انتشارات پرتقال
نویسنده کیمبرلی بروبیکر بردلی
مترجم مرضیه ورشوساز
موضوع داستانهای کوتاه انگلیسی قرن 20
انتشارت همکار خیر

نظرات

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: جنگی که بالاخره نجاتم داد

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.